مهره مار
در قدیم و نیز برخی عوام کنونی اعتقاد بر این بوده که مار، مهره می اندازد و اگر شخصی آن را بیابد، بخت و اقبال به او روی می نماید و مورد محبت دیگران قرار می گیرد. و این به معنای داشتن استعداد جلب محبت دیگران است.دهخدا در لغتنامه خود درباره مهره مار چنین میگوید:مهرهای است به اندازه برنجی با رنگ سپید که گویند هر ماری دو عدد از آن در درون سر دارد و غربالبندان دو تای از آن را در سرکه افکنند به فاصلهای و آن دو در سرکه حرکت کنند تا به یکدیگر پیوندند و این خاصیت در هر چیز آهکی باشد چون پوست خایه. (یادداشت مؤلف). به عربی حجرالحیه گویند، و در مخزن الادویه گفته آن را اقسام است قسمی است معدنی و آن را مار مهره گویند و بعضی گفتهاند در معدن زبرجد بهم میرسد و آن زبرجدی رنگ مایل به سیاهی و خاکستری است بشکل نگین مربعی از یک مثقال تا دو مثقال. دم حیوانی که در عقب سر بعضی از افاعی هست و در بعضی نیست. چون از گوشت جدا کنند نرم و بعد حجریت پیدا میکند و متفاوت است. مجعول نیز میباشد. امتحان اینکه بر جای گزیده مار بچسبد و چون شیر بر آن ریزند شیر منجمد و متغیر شود و چون جذب تمام سم کرده باشد دیگر نچسبد. (لغتنامه دهخدا ذیل واژه مهره مار) (از آنندراج). حجرالثعبان. عودالحیةدر بین مردم وقتی شنیده میشود که فلانی “مهره مار” دارد. به این معنی است که دیگران خواسته یا ناخواسته به طرف آن فرد جذب می شوند همه اینها بدلیل رابطه اجتماعی خوبی است که او دارد ولی جدیداً پشت ویترین مغازهها روی کاغذهایی نوشته شده مهره مار موجود است . و جوانهای زیادی هم نادانسته برای اینکه میزان جذابیت شان را افزایش دهند به امید اینکه شوهر یا زن مناسبی پیدا کنند به این مسائل خرافی کشیده می شوند عدهای سودجو هم از سادگی آنها سوء استفاده می کنند و با قیمتهای گزاف انواع دعاها یا طلسمها را به آنها می فروشند .
اما باید گفت: ” مهره مار واقعی درون خود افراد است و باید هر کسی نوع برخورد با دیگران را بداند. نه اینکه بدون زحمت دنبال راهی برای بهتر بودن باشند.این ایده در ادبیات ایران و نیز ضرب المثلها نیز نمایان شده است از جمله اینکه:اگرچه مار خوار و ناستوده است عزیز است و ستوده مهرهء مار. ناصرخسرو.همچنین خاقانی سروده است:مهرهُ مار ز بهر مار زده است به کسی کز گزند رست، مده " گیرم که مارچوبه کند تن بشکل مار کو زهر بهر دشمن و کو مهره بهر دوست» در میان ضرب المثلها نیز این نکته به چشم میخورد که:«مارمهره، هر ماری نداره.» یا «همه ماری مهره نداره.» نهایت اینکه اعتقاد به مهره مار و امثال آن خرافهای بیش نیست و چه بسا بلحاظ روانشناسی کسانی که نمیتوانند بلحاظ اخلاقی و برخورد خوب با دیگران مورد محبت و علاقه دیگران واقع شوند به چنین اموری متوسل میشوند. در احادیث از معصومین روایت شده است که تو با خدای خود خوب باش او قلبها را به سوی تو متوجه خواهد کرد. و این از آن باب است که مقلب القلوب اوست و نیز حضرت ابراهیم وقتی میخواهد که قلوب مردم به طرف کعبه متمایل شود چنین دعا میکند: (رَبَّنا إِنّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتی بِوادٍ غَیْرِ ذی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِیُقیمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النّاسِ تَهْوی إِلَیْهِمْ) ابراهیم/37« پروردگارا، من (یکی از) فرزندانم را در درّهای بیکشت، نزد خانه محترم تو، سکونت دادم. پروردگارا، تا نماز را به پا دارند، پس دلهای برخی از مردم را به سوی آنان گرایش ده» و نیز خداوند سبحان در قرآن کریم به پیامبر خود خطاب میکند که پیامبر من تو اگر تمام سعی خودت را میکردی و اگر تمام آنچه روی زمین بود مال تو بود و هزینه می کردی که دلهای مردم را به یکدیگر نزدیک کنی نمیتوانستی و این ما بودیم که الفت دادیم بین دلها (وَ أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِی اْلأَرْضِ جَمیعًا ما أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لکِنَّ اللّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزیزٌ حَکیمٌ) انفال/63 « و میان دلهایشان اُلفت انداخت، که اگر آنچه در روی زمین است همه را خرج میکردی نمیتوانستی میان دلهایشان اُلفت برقرار کنی، ولی خدا بود که میان آنان اُلفت انداخت»بنابراین مقلب القلوب و الفت دهنده بین قلبها خداوند متعال است و جلب رضای او موجب گرایش دلها به سوی بنده خداست و خرافات انسان را به جایی نخواهند رساند.